|
![]() |
![]() |
|||||||||||||||||
|
Subject: آرشيو Date: December 2006
|
|||||||||||||||||||
|
کابوس ِ زندگی من مثلث عشقیه.
ادامهی بلاگ اندیشهی من و بلاگ موجی در آینه و كامنت مكالمات ذهنی.
- یکی از معدود شیطنتهای من در دوران دبیرستان تلاش برای ذوب کردن سکه سر کلاس «حسابان» بوده که استاد عزیز از بو و دود آتیش قضیه رو فهمید و من (و کمی بعد کل اون دو سه ردیف ته کلاس) رو بیرون کرد. من زیاد خودم رو مقصر نمیدونم البته. راستش اول میخواستم از گرمای شوفاژ استفاده کنم برای ذوب کردنش، اما خوب به اندازهی کافی گرم نبود. برای همین مجبور شدم دست به دامن کبریت بشم. دبیرمون هم متاسفانه برای تجربه و آزمایش علمی سر کلاس ارزشی قائل نبود. - پيرهن مردونهی آستين كوتاه لباس مورد علاقهی منه. (این رو خودم هم تا چند روز پیش نمیدونستم.) - یک لپتاپ ِ متصل به اینترنت (با گوگل و ویکیپدیا) میتونه دو تا اثر متضاد رو من داشته باشه، بسته به اینکه موس هم همراهش باشه یا نه. - اون زمانهایی که یاهو! تازه این خندانک ((= رو اضافه کرده بود، پا به پاش میخندیدم. - عزیز ِ همخونهام میرفت سر یخچال، خوشگوار ۲.۲۵ لیتری رو برمیداشت و قلپ قلپ نوشابه میخورد ازش. من هم همیشه مسخرهاش میکردم که تفاوت نوشابه و آب رو نمیدونه. حالا، خودم میرم سر یخچال، کوکاکولای ۲ لیتری رو برمیدارم و قلپ قلپ میخورم.
انتقاد مسیحیت* از اسلام یک چیزیه مشابه اینکه یک کفبین یک ستارهشناس رو به خرافاتی بودن متهم کنه.
* مسیحیتی که اجرا میشه رو میگم، نه قرائت اسلام از مسیحیت رو که باز خیلی معقولتره.
ببینم دخترم، تو که میگی ماچ فرنگی دوست نداری به این فکر کردی که بزاق دهان خیلی از میکروبها رو میکشه؟
اسم این لباسها که دخترا میپوشن و تا سر منزل مقصود لختن توش چی بود؟
وقتی کسی رو دوست داری که پیشت نیست، مهمونی رفتن کار عبثیه. اگه بد بگذره که واضحست چرا، اگه هم خوش بگذره این حسرت باقیه که کاش کنارت بود.
یک خوبی دین اینه که بهت میگه چکار بکنی (یا نکنی) که جهنم نری. یک خوبی دیگه دین اینه که اگه بهش اعتقاد نداشته باشی لازم هم نیست از جهنم بترسی.
اصطكاك تاير دوچرخه با برف از آسفالت بيشتر است.
|
![]() |
||||||||||||||||||