|
![]() |
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
Subject: آرشيو Date: May 2005
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نمیخوام بیشتر از این از عشق من به خودش خبردار شه. نمیخوام بیشتر از این لاغر شه.
زیادتر نگاه کردنم را هیز بودنِ بیشتر میبینند. نمیدانند که نگاه میکنم که شاید او باشد.
باحاله که به یه سایت خبری سر بزنی فقط برای اینکه از شایعههای جدیدش خبردار بشی.
چون داره تابستون میشه روزا طولانیتر میشه یا قضیه چیز دیگه است؟
Love is... When even good news are bad as long as they have nothing to do with her.
Love is... When you feel weekends last longer than usual.
من به پشتوانه دولت، تو دهن این ملت میزنم.
این همه آشفته حالی، این همه نازک خیالی ای به دوش افکنده گیسو، از تو دارم، از تو دارم
- هوا جون میده برای عاشقی، هستی؟ - بودم. - خوبه. فقط مونده من هم بخوام.
دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه زیباست اگر که ماهی کوچک، دچار ماهی کوچکتری باشد.
- اگه ریشهات رو بزنی دیگه چه فرقی داری با خودم؟ - نه، هنوز یه فرق کوچولو هست.
یک نمونه فعل مضارع محققالوقوع «ریجکت شدم» است.
به ساعت نگاه کردن وسط صحبت کردنت وقتی چند دقیقه دیگه کلاس داری دو معنی میتونه داشته باشه؛ اینکه نگران دیر رسیدن به کلاست باشی، یا اینکه نگران تمام شدن مصاحبتت باشی.
Love is... When you brush your teeth after several days, if not weeks.
- بوسیدیش؟ : خوب، آره. - لَبش رو؟ : نه. لُپش رو. - برو بابا. اینکه بوسیدن محسوب نمیشه.
من نمیفهمم. این وسط انگشت چه سهمی داره که باید وزن حلقه رو تحمل کنه؟
نکته خیلی مهمیه. مو اینجا دعوت رِفتُم کارشناسی بُکُنم نه ای که تو بَرِ مو شَخ شَنَه بکشی اووَخت بَرِ صداتَ بلند کنی. حالا گرفتی دیداش یا نِه؟
|
![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||