Alee's Weblog: وبلاگ علی مهریزی
یعنی عاشق، و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد. دچار
Subject: آرشيو   Date: October 2004
intensive local love
میگوید.
- مسواک نزدم. برم مسواک بزنم.
میگویم.
- بادی اسپری هم بزن.


nightly dreams
تازگیها، تو کابوسهام دخترای خوشگل میبینم.

omnipotent's econobug
در ادامه صحبتهایش The Economist را با Times New Roman مقایسه میکند.
دیگر برایم شکی نمیماند که طرف خودِ گاف سیستم خلقت است.


3rd molar tooth
To my pleasure! What a sexy secretary! mm, I wish I had plenty of wisdom teeth!


Be My Lover
فصل عاشق شدنش است.
زمان اعلام یک Job Vacancy در برنامهاش است.


poor season, full of pre-anything materials
فصل عاشق شدنش است.
یک دوست پسر دیگر هم تمام شد.


quadruplet of days, looking toward one's outstandings
فصل عاشق شدنش است.
نگاهش به جلو است، اما تنها تا نوک دماغش.


be imaginative, be a routinely living insect
فصل عاشق شدنش است.
فصل تکرار روتین زندگیاش.


third day, impact of cold on intimate relationships
فصل عاشق شدنش است.
زمستانهای سرد را همیشه بهانه کرده بود.


national week of loveless lovers
فصل عاشق شدنش است.
اتفاقا بر خلاف طبیعت، فصل جفت گیریش هم نزدیک است.


one season out of four
فصل عاشق شدنش است.
پسرکش باید بیشتر مواظبش باشد.


spiral of the life
امروز، فکر کنم، رکورد زدم.
درست 24 بار عاشق شدم.
پارسال همین موقع فقط یک بار عاشق شده بودم.


feared to the ass
ما و ما و نصف ما و نصف نصف ما، گر تو هم با ما شوی جملگی Rocco Sifredi شویم.


the girlie matters
فرق دختر و زن، فرق متهم و مجرم است.

Ancient Love
جان عشاق سپند رخ خود میدانست
آتش چهره بدین کار برافروخته بود


still, the F-rated language
کم نیاورد. وقتی سوال رو دید که:
Number of times you have taken TOEFL before?
دقیقا گزینه آخر رو زد:
Four or more.



Test Of English as a Fucking Labor
حرف را باید زد،
درد را باید گفت.
سخن از مهر من و جور تو نیست لامصب!


alive, so so
به این فکر میکنم که بودنش تنها رفتنش را به تاخیر میانداخت.


teared tearful program
تنها فرق برنامه این ترمم با جگر زلیخا عدم وجود یوسف است.


nymphomania
اولین چیزی را که به ذهنت میآید بگویی،
یا اولین پسر را که در مهمانی میرقصی دوست شوی،
یا اولین عشقی را که مهمانت کرده است بپذیری،
یا با اولین TA که میبینی دوست شوی.
...
به هر صورت گور به گور شوی لجن.


Wow! The final resort
Proudly announcing:

Homepage Logo



the bitterness of a free mind
به این فکر میکنم که بودنش تنها رفتنش را به تاخیر میانداخت.


faulty mistake
در حال لذت بردن از زندگیم هستم.
...
نه تونستم مقاومت کنم و نه تونستم فرار کنم.


a TA of all seasons
- شما چرا حل تمرین شدین؟
- به همون دلیلی که شما حل تمرین شدین.
- وای! چقدر شما بیادبین.


Resentfully loveable
وقتی میشنود که دخترکش با دیگری دوست شده است، اول میخندد، عصبی، و به خودش در آینه، موذیانه، میگوید:
- آن ممه را لولو برد.
و بعد گر میگیرد.


treaty chick
هر وقت دوست دخترش از دور و برش گم میشود، دنبال یه دختر خوشگل دیگر میگردد تا با او صحبت کند.
میگوید این طوری سریعتر gf ش پیدا میشود تا اینکه بخواهد مستقیم دنبال خودش بگردد.


Telemarriage
بابا، تلفنش که تمام میشود، میگوید:
- میخوای دخترش رو برات بگیرم؟
با نهایت علاقهای که در صدایم میتوانم تظاهر کنم جواب میدهم:
- چند میده؟


Robert Paul, the filthy

A woman knows she's wearing the right dress, when her man wants to take it off.


the messy mass of hers
آن great deal روی بلوزش، توضیح واضحات است. احتیاجی نبود.

interfered mate
ترجیح میدهم رنو داشتم باشم و یک ماکزیما از کنارم رد شود تا اینکه ماکزیما داشته باشم و بنز الگانس از من سبقت بگیرد.
و قس علی هذا.


the Times
گذشت زمان تکراری ترین چیزی تو زندگی آدماست که آدم هیچ وقت بهش عادت نمی کنه.

Cooking Premium Recipes I: Fried Potatos

آشپزیِ پرمیوم متد: سیبزمینی سرخکرده
French Fries سیبزمینیهای مورد نظر رو پوست کنین و بشورین. سپس به صورت ورقههایی با ضخامت حدود 4 میلیمتر برش بزنین. ورقههای سیبزمینی حاصل را حتیالمکان (اگه حوصله ندارین، بهتره اصلا بیخیال شین) به صورت خلالهای هماندازه درآورین. این خلالها رو تو یه ظرف به آب بشورین تا نشاستهاش بره و دیگه موقع سرخ کردن به هم نچسبه. اگه یک مدتی هم تو آب بمونه، احتمالا بهتره میشه. در مورد این هنوز مطمئن نیستم.
حالا سیبزمینیهای خلالشده رو، که آبشون رو گرفتین، بریزین تو روغن داغ. به نظر من روغن جامد خوشمزهترش میکنه، چون بعضی روغنهای مایع خودشون یه خورده طعم دارن که طعم اصلی سیبزمینی خراب میکنن. مواظب باشین سیبزمینیها زیاد آب نداشته باشه به خودش، اگه نه پدر روغنتون در میآد. روغنتون که داغ شد، تو روغنش نمک بزنین. یعنی دقیقا تو روغنش؛ اینطوری نمک به «خورد» سیبزمینیها میره و خیلی خوشمزهتر میشه. شاید مهمترین قسمتش همین نمک زدن باشه که به مقدار کافی باشه. نمکی که بعدا با نمکدون روی سیبزمینی سرخ شده بریزین، خیلی با این نمک فرق داره اثری که روی مزه سیبزمینی میذاره.
بعد شعله رو خیلی کم کنین تا کاملا سیبزمینیها سرخ شه. تقریبا هر چه شعله کمتر باشه، سیبزمینی بهتر «مغز-پخت» میشه.
خیلی راحت از ظاهر سیبزمینیها مشخصه که کی سرخ شدن، لازم نیست رنگش تغییر کنه، یه خورده چگالی رنگش کمتر میشه ولی همون زرد باقی میمونه. انگار که متخلل شده باشه. اگه دوست داشتین رنگش یه خورده سیر تر بشه، شعله رو برای مدت کمی زیاد کنین و در عین حال خودتون هم بالای سرش باشین، چون خیلی راحت تو این مرحله میسوزه. اگه هم به همون رنگ راضی بودین که بهتر. میتونین با یک ذره زعفران اضافه کردن به، باز هم روغن، رنگ سیبزمینی رو بازم بهتر کنین؛ زرد دلنشین.
سیبزمینیها رو بعد از این که شعله رو خاموش کردین، از تو روغن در بیارین. اگه زیاد تو روغن بمونه به خودش روغن رو جذب میکنه و نرم میشه و دیگه اون حالت ترد بودن مطبوع رو از دست میده.
موفق باشین!