|
![]() |
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
Subject: آرشيو Date: September 2004
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نمیدونم خدا موقع آفریدن مامانها تو ذهنش چی بوده. اما هر چی بوده، دمش گرم.
تیغ تیز و تیغ کند هر دو میبُرند. از سور بودنش خوشم میآد. برای خودش کلی «منجی عالم بشریت»ـه. این هم از اون طرف قضیه است. «علیاللهی» ها.
بینوا هر چقدر هم که تلاش میکند businessman شود، در نهایت businesswomanی بیشتر نخواهد شد.
از رقص تنها 30 ثانیه اول را بلدم، از سکس 30 ثانیه آخر را.
دیگه حرفام نداره رنگی، واسه تو من میدونم از ابر چشمام میباره بارون، میباره خُوب میدونم دیگه باغ آرزوهام نداره از تو نشونی، دل من تنها شده بی تو، نداره یه همزبونی یه یه یه یه، یه یه یه یه اگه چشمات منو میخواست، پشت پلکات نمیموندم دیگه این ترانهها رو نمیساختم، نمیخوندم بگو آخه واسۀ چی پیشم نمیای خوبِ من مگه دوسم نداری، منو نمیخوای خوبِ من
ببخشید، صبحانه را صبح میخورند یا موقعی که از خواب بیدار میشوند؟
دختر کوچولوی ناز تو محوطه را که میبیند، ناز میکند و میگوید: - دوست داشتم یه دختر کوچولو داشتم لباسهای سکسی تنش میکردم. چشمکی میزنم و میگویم: - دوست داشتم یه دوست دختر داشتم لباسهای سکسی تنش میدیدم. چشمهای گرد شده از تعجباش را همیشه دوست داشتم.
میدانی. نفرت کمرنگ میشود اما بیرنگ نمیشود. حداکثر تغییر، فاصله انزجار تا کینه است.
نمیفهمم دخترک. آخه دختر خوشگلی مثل تو چه نیازی به ازدواج کردن داشت؟
به نظر میآید یک دختر در زندگی یک پسر و یا یک پسر در زندگی یک دختر، آن قدر شور ایجاد میکند که با عشق اشتباه شود.
کمند امیرسلیمانی، Günel و دخترک همسایه ما باید هر سه یک طعم داشته باشند.
از قبلی، تنها بوی عطر بادی اسپریاش یادم مانده است، از فعلی، هنوز فقط بوی خمیر دندانش را میدانم.
خله دیگه. موقع پوشیدن، شرتش رو تا نافش کشیده بالا! هنوز نمیدونه که ناف جهاز جنسی محسوب نمیشه.
از اتاقش که بیرون میآید، سرش را بالا گرفته است. حق به جانب میگوید: - زیاد درس خوندم، سرم پایین بوده، خون دماغ کردم. نگاهم اما، روی نوک انگشت خونیاش که فراموش کرده بود پنهان کند ثابت میماند.
به دو روش میشه یک نشانه رو از بین برد. یا به سادگی پاکش کنی، و یا نشانههای شبیهش ایجاد کنی تا گم شه. ... کارهای دیگری هم هستند که میتوان به دو روش انجام داد.
XY: shab bekheir XX: shab bekheir, bye XY: rasti, XX: bale? XY: XX:
تازهترین تلاشم پیدا کردن مهارت برای فرق گذاشتن بین دخترهای مردمدار و دخترهای لاسمنش است.
- مقنعه طوسی بهم میآد؟ - هوم. عین دخترای دبیرستانی میشی. کوچیک میشی. اما اشکالی نداره، ظاهر و باطنت یکی میشه.
تا اعماق تهم از 990 کیلومتر فاصله مشهد-تهران درک پیدا کردم.
بزرگترین موفقیتش در اورکات بازی چند ماههاش، شماره دادن به دختر داییاش بوده است. ... قبلاً شنیده بودم که گفته بود: - من یک تکنولوژی زده بدبختم. و خندیده بودم.
یک Spectrum Analyser خلق کردم. درست است که یک روز طول کشید، اما اگر منصف باشی، یک روز پای Flash نشستن خیلی باکلاستر از شش روز گِلبازی است.
مدتی است فکر میکنم بیان «برادر و خواهر» بودن دو پسر و دختر در ابتدای آشنایی، قدیمیترین روش است برای شروع دوستی و ب.ف. و گ.ف. شدن. حتا به نظرم میآید حضرت آدم هم با همین حربه با حوا دوست شد و بعد آن بامبولها را سرش آورد.
دیگر باید پوست کف دستش حساسیت داشته باشد، به جنسهای مختلف پوست کف دست.
چت کردنم که تموم می شه برام چند صفحه متن میاره که تایپ کنم تا انگشتانم دراز نشه.
برایم گاهی سوال پیش میآید که پس چرا موقعی که آدم گرسنه میشه، زبونش بزرگ نمیشه؟
شنا رو تو ورزشها بیشتر از همه دوست دارم. موقع شنا کردن، آخه، عرق نمیکنم.
- شب بخیر. راستی اگه حوصله داری، ساعت 4 خسوف میشه. - اِ؟ اون ساعت پتوت رو میکشی روی سرت؟
این که از کسی که تو تگزاس لیسانس و فوق لیسانس و دکترا گرفته باشه انتظار داشته باشی انگلیسیش خوب باشه، یه چیزیه تو مایههای اینکه انتظار داشته باشی
کسی بیاد ایران و با تو تبریز زندگی کردن بخواد فارسی رو یاد بگیره.
سر به سرم میگذارد. از کنارش بلند میشوم و میگویم: - حیف که مصونیت جنسی داری.
Sex is sex and romance is romancel no mater who you feel it about.
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
- جهشی خوندی؟ - چطور؟ - نسبت به یه دانشجوی سال چهارم خیلی ابلهی.
One day a guy goes to his doctor and says, ''Doc I have these real bad headaches. What should I do? The doctor replies, "Well, to get rid of my headaches I just have sex with my wife." They both laugh. A week later the patient returns. The doctor asks, "How are you feeling?" The patient smiles and replies, "You were right! I feel so much better. And by the way, Doc, you have a lovely home."
دخترک چیزی بود شبیه جمله «همه قوانین استثنا دارند.» اولین باری که با او مواجه میشدی نطرت را جلب میکرد و تمام فکرت را که «چه جالب». بعدتر اما، میبینی نظیر آن فراوان است و فکر میکنی «چه سخیف.» تسلسلی همیشگی است. تعجب نکن.
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت
تنها راه SMS است اینجا برای ارتباط. برایش فوروارد میکنم: - میخوامت چشمهایم قد دو تا 25 تومانی میشود وقتی میبینم جوابش را: - من هم همین طور. از آخرین حرف عاشقانهاش سه تا ساعت 12 شب گذشته بود.
|
![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||